قسمتهاي سانسور شده يانگوم

+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت   توسط علی
|
جوك- طنز - لطيفه- عكس هاي يانگوم- اس ام اس با حال- دانلود نرم افزار- موبايل- نوكيا-
جريان از اينجا شروع مي شه كه يونسنگ بعد از اينكه يانگوم به جيجو رفت مثه ديوونه ها شده بود و مدام گريه مي كرد و تو خودش بود.
هر روز مي رفت پشت قصر و اونجايي كه با يانگوم تنها بودن به ياد گذشته مي نشست و براي دوست عزيزش گريه مي كرد.
روزي كارداري براي چك كردن اوضاع قصر به ديدن شاه اومد و يه سگ خوشكل ماماني هم به شاه هديه داد.
سگه هم كه مثل يونسنگ احساس تنهايي وغربت مي كرد داشت برا خودش توي قصر قدم مي زد كه ييهويي يونسنگ اونو مي بينه و شروع مي كنه به .....
بقیه دی ادامه مطلب